|
سلام.يه چند وقتيه كه مريض شدم،از يه طرفم دارم واسه كنكور ميخونم،حال و هواي مريضي و درس با هم قاطي شده ديگه حسي واسه ارسال مطلب تو وبلاگ ندارم،حتي حال و حوصله چك كردن ايميلمم ندارم ولي به قول شاعر(حسين ابليس رو ميگم)جبران مي كنم،بهت قول ميدم،بهت قول ميدم!!! بگذريم.ميرم سر اصل مطلب.امروز داشتم بعد 3 4 روز نظرات رو چك مي كردم،ديدم بعضي از دوستان از اينكه مقاله به دست آوردن شماره تلفن رو واسه دانلود عموم قرار ندادم ناراضي هستن.عزيزان من اينو هزاران بار از من تو ياهو پرسيديد،(به صورت هاي مختلف) مثلا يكي ميگه نظر چه سودي واسه تو داره،يكي ميگه چرا گرو كشي مي كني؟يكي ميگه چرا بازار سياه راه انداختي؟.....اينجا ميگم كه همه بدونن. با يه مثال حرفمو توجيح مي كنم.شما وقتي از سر سفره بلند ميشيد از كسي كه غذا رو درست كرده تشكر نمي كنيد؟اين تشكر چه فايده اي واسه اون طرف داره؟يا 5 وعده نمازي كه مي خونيد سود يا ضرري واسه خدا داره؟ من تو بعضي از اين وبلاگ هاي دخترونه ميرم،(نميخوام ارزش كارشونو ببرم زير سوال)ولي الا اينكه سر در وبلاگ زده خاطرات يه دختر تنها،مطالبشم 4 تا جمله دوست دارم،دوست داره و از اين حرفا بيشتر نيست مي بينم كم كم 300 400 تا نظر بعضي موقع ها تا 800 900 تا هم ديدم.من نميگم اونطوري نظر بديد،ولي اگه واقعا مطالب هيچ تاثيري براي شما نداره،و هيچ استفاده اي ازش نمي كنيد،بگيد منم وقتمو تلف نكنم،يعني درج يه نظر اينقدر سنگينه؟ در كل اگه من باز هم كم لطفي شما رو نسبت به خودم ببينم اين راه رو ادامه ميدم. |